فروشگاه اینترنتی قصر فرش

1
آبان
ويژگيهاي تاريخي و جغرافيايي کاشان و فرش كاشان

ويژگيهاي تاريخي و جغرافيايي کاشان و فرش كاشان


زمان مطالعه : 4 دقیقه

ويژگيهاي تاريخي و جغرافيايي کاشان و فرش كاشان

در این مقاله قصد داریم از کاشان بگوییم از صنعت نساجی ریسندگی بافندگی سخنی به میان بیاوریم  . شما عزیزان را با قصر فرش کاشان اشنا سازیم . پس با ما همراه باشید .

ويژگيهاي تاريخي و جغرافيايي شهر كاشان : شهر كاشان در فاصله 258كيلومتري تهران مي باشد .

از شمال به كوير و درياچه قم و از مشرق به اردستان ، از جنوب به نطنز و از مغرب به محلات محدود است . شهر كاشان در منابع اسلامي قاشان يا قاسان ضبط شده است .

كاشان از شهرهاي بسيار قديمي است و به استناد تحقيقات باستانشناسي در تپه هاي سيلك واقع در 4 كيلومتري مغرب كاشان ، اين ناحيه يكي از نخستين مراكز تمدن و محل سكونت بشر ماقبل تاريخ شناخته شده است .

كاشان در زمان ساسانيان نيز وجود داشته است و در دوره اسلامي يكي از شهرهاي معروف عراق عجم بوده است . به استناد تاريخ جهانگشاي جويني ، قوم مغول در سال 621 هجري قمري اهالي كاشان را قتل عام كردند .

كاشان هميشه از مراكز مهم پيروان مذهب تشيع بوده است . به همين جهت در دوره صفويه به علت علاقه مندي آنان نسبت به اين مذهب شهر رو به آباداني نهاد .

شاه صفي در اين شهر درگذشت و فرزندش شاه عباس دوم در همان شهر به تخت نشست .

 صنعت نساجي و قاليبافي در كاشان قالي هاي تاريخي و گرانبهاي كاشان مظهر زيبايي ذوق و هنر ايرانيان است در جهان .

 باد آباد مهين خطّه كاشان كه مدام مهد هوش و خرد و صنعت و بينايي بود

شعر :

 هر كه برخاست به هر پيشه ز شهر كاشان

 در فن خويشتنش فرط توانايي بود

 فرش زيباش كنون شهره دهر است

چنان كه زري و مخمل او شاهد هر جايي بود

 (ملك الشعراي بهار)

قالي ايران كه عامل بزرگ شناسايي كشور كهنسال ما به جهانيان گشته و اكنون در زندگاني همه اقوام بشر از هر نژاد و ملت خود نمايي مي كند ، گذشته از تأمين نيازمندي هاي زندگي و تشكيل اندوخته پر بهاي هر خانه و خانواده اي ، ارزنده ترين نماينده انديشه هاي لطيف انساني و زيباترين پديده هاي دلپذير هنري و هم به شمار مي رود .

اين صنعت ظريف كه چكيده ذوقهاي سرشار و مولود سليقه و ابتكار استعدادهاي هنري گروهي از افراد آزموده و ورزيده مي باشد ، محصول كار و نتيجه كوشش و دقت و هماهنگي هاي هنرمندان را به صورتي جالب و نقشي دلفريب جلوه گر مي سازد و مخصوصا هم براي آنكه واجد مزاياي مادي و معنوي است ، در ميان هنرهاي زيبا جايگاهي بلند و بي مانند دارد ، به گفته پروفسور پوپ آمريكايي كه عمري را با دانش و بينش در تحقيق و بررسي آثار و صنايع تاريخي ايران به سر برده است :« قالي ايراني نشانه تجمل شاعرانه در سرتاسر جهان است » .

 و در جاي ديگر گويد : « اين صنعت بيش از تمام صنايع خصايص و رسوم تنوع قيمي را در بر داشته مراحل مختلف زندگي و فرهنگ ايران را نشان مي دهد ، قالي هاي ايران روح حقيقي صنايع اين كشور را مجسم مي سازد ».

اما قالي كاشان ، كه شهرت آن دنيا را فرا گرفته و شامل گرانبهاترين آثار هنري و قطعه هاي ممتازي در نوع خود مي باشد ، از نظر تاريخي دو عصر متفاوت و مختلفي را پيموده و يك تعطيل طولاني و فاصله زماني قريب به دو قرن اين دو مرحله را از يكديگر جدا ساخته است . نخستين بار در قرنهاي دهم و يازدهم هجري كه عصر طلايي صنايع كاشان ناميده شده است .

 بار دوم نيز دوره كنوني است كه از اويل قرن حاضر آغاز گشته است .چونكه عوامل و وسائل كار و چگونگي هاي آن در هر دوره تغييري يافته ، بنابر اين صنعت بزرگ را هم بايد در دو عصر متناوب و در حدود زمان و مكان و شرايط خاص خود مورد بررسي قرار داد . دوره اول : اين نكته واضح و مسلم است كه سابقه تاريخي تهيه و بافتن هر گونه فرش و گليم و قالي با مواد اوليه پشم يا موري حيواني در آغاز كار از صنايع روستايي و ايلياتي بوده كه به تدريج در شهر ها و ساير مراكز اجتماع هم پيشرفت نموده . سپس نيز به به اقتضاي فراهم بودن وسائل و عوامل گوناگون محلي با به كار بردن الياف پنبه و ابريشم تا تارهاي زر و سيم هم تنوع پيدا كرده است . وليكن در مورد قالي بافي كاشان دلايلي هست بر اينكه مبداء آن برعكس سير تدريجي و ترتيبي كه گفته شد از عالي ترين مرحله تكامل بافندگي منسوجات ظريف ابريشمي پديد آمده است. زيرا كه پارچه بافي ابريشمي از روزگاري بس دراز در آن شهر رواج و رونق كامل داشته و قرنها پيش از مسافرت ماركوپولوي ايتاليايي در قرن هفتم به ايران كه (در كاشان مخمل و پارچه هاي ابريشمي توجه او را جلب كرده است ) مردم آن ديار سرگرم اين پيشه و هنر بوده اند . آنها در طي زماني طولاني و با پيشرفت هاي تدريجي انواع تازه و ممتازي را در صنعت مخمل بافي پديد آوردند ، مانند مخمل دو خوابه ، برجسته و گل دار و مخمل زري تا پارچه هاي زربفت كه با ابريشم و گلابتون سيم و زر بافته مي شد .هر چند كه در مراكز ديگر هم اين كارگاههاي تهيه و قماشهاي ابريشمي مشابه آنها بافته شد ولي از جهت كم و كيف هرگز نتوانستند با كاشان رقابت و برابري بكنند

يكي از وعاظ مسيحي بنام كارترايت كه در حدود سال 1600 ميلادي به كاشان آمده درباره صنايع و قالي آنجا مي نويسد : « مردم كاشان خيلي كاركن و صنعتگر هستند و براي هر فن و ذوقي مهارت دارند مخصوصاً در صنعت بافتن كمربند و دستمال و منسوجات گلابتون ، انواع مخمل و اطلس و زري و تافته و پارچه اي كه در اروپا معروف به اورمزين (منسوب بهرمز) مي باشد . و همچنين انواع قالي و قاليچه و ظروف چيني و كاشي كه انسان را متعجب مي سازد اجمالاً مي توان گفت كه كاشان مخزن و مركز معامله تمام شهرهاي ايران براي اين اجناس مي باشد . من اطمينان قطعي دارم كه واردات ساليانه ابريشم كاشان از واردات ساليانه ماهوت لندن بيشتر مي باشد » . اما تهيه و استعمال قماش و قالي هاي زربفت كاشان پيش از عهد شاه عباس با جنبه تجمل و اشرافي كه داشت منحصر به داخل ايران بود .

پس از درگذشت شاه عباس هم اين كارخانجات رونق خود را از دست داد تا آنكه با انقراض صفويه اين هنر ظريف يعني بافتن قالي هاي زربفت در كاشان بكلي از ميان رفت

. در حاليكه مراكز ديگر كه با تهيه فرش هاي پشمي سر و كار داشتند كم و بيش كار هود را ادامه دادند و از آن جمله جوشقان بود .استادان طراح و توليد كنندگان فرش در كاشان مي توان تعداد زيادي از توليد كنندگان قالي هاي مشهور كاشان را نام برد . از ميان همه اينها حاج ملا محتشم ، سيد محمد مير علوي فرشچي ، حاج محمد جعفر اصفهانيان ، استاد حسين كاشي ، حسين اطمينان رضا صدقياني از بافندگان مشهور قديم و امروز مي باشند كه البته مي توان تعداد ديگري را نيز به اين جمع اضافه نمود .

سيد رضا صانعي ، ميرزا نصرالله نقاش زاده ، محمد افسرس ، نظام افسري و محمد صنيعي از نقاشان قديم كاشان مي باشند كه به همراه استادكاران بسياري در دهه هاي اخير نظير حسين تقديسي ، عباس محتشم زاده ، اتمير كريم پور و … طرحهاي فرش كاشان به دست آنها خلق شده است .

خصوصيات قالي هاي كاشان ميل به ابتكار و نوآوري در طرحهاي كاشان ، طراحان فرش را وادار به نوعي تصوي سازي نمود كه بيشتر از آنكه از نوع تصوير سازي اروپايي باشد ، به تصويرسازي ايراني يعني قلم گيري و حالات مينياتوري شبيه بود . با وجود اين ، منظره سازي گاه در حد بسيار زيبايي روي قاليچه هاي قديمي كاشان ديده مي شود . در نمونه ها و يا تصاويري كه بعضاً در كتابهاي خارجي از فرشهاي قديمي كاشان ديده مي شود ، گاه از وجود فرشها ديده مي شود كه چگونه هنرمندان با ذوق اين شهر با استفاده از طرحهايي جذاب از گل و پرنده و چرخشهايي همراه با رنگهاي فوق العاده شفاف و درخشان كه معمولاً از رنگهاي جذاب از گل و پرنده و چرخشهايي همراه با رنگهاي فوق العاده شفاف و درخشان كه معمولاً از رنگهاي طبيعي روناس بوده و به وسيله رنگرزان ماهر به دست مي آمد ، چه كيفيت بي نظيري روي فرشهاي گذشته كاشان ايجاد مي كردند .

در حال حاضر از آن قاليچه هاي زيبا و مشهور كاشان كه در دهات و بخشهاي كوچك منطقه كاشان نظير نطنز و غياث آباد و نوش آباد و غيره بافته مي شد ، چندان اثري ديده نمي شود و معروفترين طرح امروز كاشان لچك ترنج است كه بيشتر رنگ لاكي است . هر چند اظهار نظر قطعي درباره همه قالي هاي بافت كاشان كه اكنون در موزه ها و مجموعه هاي دنيا موجود است كار سهل و آساني نيست. اما از بررسي هاي فني كارشناسان و تحقق و تطبيق كلي و قراين ديگر ، خصوصياتي از قالي كاشان به دست آمده كه براي شناختن و تشخيص آنها بسيار موثر است . از جمله جزييات مربوط به نقش و تزيينان و ريزه كاريها و نقش و نگار مشتركي كه با ظروف سفالي و كاشي سازي كاشان در آنها موجود است . همچنين بافت ريز و مخمل نما و ظرافت خاص آن نسبت به قالي هاي ديگري كه با گره فارسي بافته شده استپروفسور پوپ مختصات ديگري را هم براي نقشه قاليهاي كاشان شمرده است مانند : «ترنجهاي كنگره دار و برگهاي ظريف ، شاخه ها و برگهاي دندانه دار و … »

ناگفته نماند كه نقشه هاي شكارگاه با حيوانات اهلي و وحشي نيز از نقش و نگارهاي معمولي كاشان بوده كه روي ممخمل و زري هم بافته مي شد .

نمونه آنها يك پارچه مخمل دايره اي شكل با نقش و نگار انسان و حيوان در شكارگاه و متعلق به قرن دهم هجري است كه اكنون در موزه هنرهاي زيباي شهر بوستون موجود مي باشد . قاليچه هاي ابريشمي دكتر ديماند كارشناس صنايع خاور ميانه در موزه متروپوليتن نيويورك در كتاب«راهنماي صنايع اسلامي» مي نويسد : «خوشبختانه از قاليهاي ابريشمي كوچك تعداد زيادتري باقي مانده كه در موزه ها و مجموعه هاي خصوصي موجود است … اين قاليچه ها را معمولا به كاشان نسبت مي دهند …. بافت اين قاليچه ها بقدري ظريف است كه شبيه مخمل هاي ايران مي باشد » . قاليچه هاي معروف به لهستاني اين نوع قاليچه كه از ابريشم خالص با تارهاي زروسيم بافته شده متعلق بدوره ايست كه صنايع نساجي ابريشمي زربفت و قالي بافي كاشان به اوج كمال و تجمل رسيده بود . اين قاليچه هاي زربفت از آنجائيكه اولين بار در لهستان مشهور گرديد .ولي طبق مداركي كه پس از آن به دست آمد معلوم شد كه آنها از قالي هاي سفارشي است كه در كارگاههاي كاشان براي هديه دادن به پادشاهان و دربارهاي بيگانه بافته شده .از جمله يك هيئت نمايندگي ايران در سال 1639 ميلادي حامل شش تخته از آنها براي دوك بود كه قالي معروف به تاجگذاري در كاخ روزنبرك شهر كپنهالك يكي از آنها و اكنون در آنجا موجود است . مطابق اسناد معتبري كه از صنايع تاريخي لهستان به دست آمده در سال 1605 ميلادي برابر با 1014 هجري يك تاجر كارشناس ارمني از طرف پادشاه لهستان ماموريت يافت كه به ايران آمده عاليترين قاليهاي ممتاز ايراني را براي كاخهاي سلطنتي لهستان تهيه و خريداري نمايد . كارشناس نامبرده پس از بازديد مراكز مهم قالي بافي ايران و مطالعه كامل ، عاقبت قالي هاي مطلوب خود را در كاشان سفارش داد و خود او هم كه سرپرستي قاليها را در حين بافتن عهده دار بود دستور داد تا علامت عقاب سلطنتي لهستان را روي آنها ببافند كه اكنون چهار قطعه از اين قاليچه ها در موزه رزيدنتس موجود مي باشد . خلاصه آنكه اين دوره قلي بافي كاشان هم مانند ساير سزامانهاي مهم هنري آن شهر كه پس از شاه عباس اول روبه تنزل و كسادي نهاده بود ، در نيمه اول قرن دوازدهم بهواسطه هجوم افغان و آشوب و آشفتگي هاي پي در پي يك باره متروك و فراموش گرديد . نگاهي به قاليبافي جوشقان جوشقان نيز در جنوب كاشان قرار گرفته است . در ذكر سوابق بافت قالي در جوشقان ، به فرماني كه در سال 950 هجري قمري از طرف شاه طهماسب صفوي ، مبني بر دستورالعمل جامعي براي پذيرايي از محمد همايون پادشاه هندوستان به حاكم خراسان صادر شده ، اشاده مي شود .

در اين فرمان درباره تقديم هداياي مخصوص به همايون شاه از قاليچه هاي مخمل طلا بافت و سه جفت قالي 12 ذرعي جوشقان نام برده شده است .

لازم به ذكر است كه بافت قاليهاي ابريشمين در جوشقان از سالها قبل از سلطنت صفويان متداول بوده است . ابوالفضل علامي در كتاب آيين اكبري ، جوشقان را يكي از چهار مركزي مي شمارد كه از آنجا به دربار هند قالي مي فرستادند .

اسكندر بيك تركمان نيز در عالم آراي عباسي از قاليهاي ابريشمي زربافت جوشقان و كرمان كه سفير عثماني به دريافت آنها نايل آمده نام برده است . پروفوسور پوپ ، جوشقان را محل كارگاههاي سلطنتي بافت قالي مي داند . وي به كاشان رفت و قالي ها را سفارش داد و به حضور شاه عباس اول بار يافت و به شاه توضيح داد كه سفير نيست و تنها مدي تجارت پيشه است .متقاعب آن در سال 1051 ، سيگيموند هنگام ازدواج دخترش با امير ناحيه پالاتين در راين رخي از اين فرشهاي ايراني را به عنوان جهيزيه به وي داده . پس از انقراض صفويه به تدريج اين صنعت از اهميت افتاد و در صد سال اخير عليرغم بافت قاليچه هاي نفيس ، با محصولات زمان صفويه تفاوت بسياري دارد . احياء مجدد قاليبافي در اصفهان به دوران سلطنت ناصرالدين شاه قاجار بازمي گردد. از چگونگي احياء و رونق مجدد قاليبافي در اصفهان اطلاع دقيقي در دست نيست ، اما اطلاع دقيقي در دست نيست ، اما گفته مي شود فرزند وي ، ظل السلطان ، زماني كه والي اصفهان بود ، زني از كردستان گرفت و به اصفهان آورد . آن زن چون قاليبافي مي دانست آن شهزاده مايل شد تا چند تخته قالي برايش مهيا كند . براي اين كار دستور داد كه استاد عبدالرحيم را كه در اين فن سررشته داشت ، استخدام كردند . استاد مزبور چند دستگاه براي حكمران بر پا كرد . ولي وقوع پاره اي پيش آمدهاي ناگوار در منزل حكمران باعث شد كه بر پا داشتن قالي به فال بد گرفته شود و لذا دستگاههاي تازه شروع شده را به استاد مزبور بخشيد. استاد عبدالرحيم دستگاههاي قالي را در محل مخصوصي قرار داد تا كار خود را ادامه دهد . ظل السلطان خبر دار شد و روزي به كارگاه قاليبافي استاد رفت . قاليها نزديك به اتمام بود ، امر كرد كه بالاي قاليها عبارت (كارخانه قاليبافي ظل السلطان)بافته شود . تعدادي از اين قاليها به روسيه حمل شد و جلب نظر دربار روسيه را نمود و به دنبال آن استاد قاليباف براي بافت دو قالي در نمايشگاهي كه در روسيه برقرار شد به آنجا رفت .

گفته مي شود دستگاههاي بافته شده پس از روسيه براي نمايش به پاريس نيز برده شدند .

ستاد عبدالرحيم پس از آن به ايران مراجعت نمود و در ايران به كار خود ادامه داد .

در اين زمان ميرزا ابوالقاسم نقاش و پسرش ميرزا علي محمد نقاش نيز شروع به كار نموده و به سهم خود خدماتي به احياي قالي بافي در اصفهان نمودند

.خصوصيات قالي هاي جوشقان طرح قاليهاي جوشقان داراي نگاره هاي ريز و به هم فشرده اي است كه سراسر زمينه طرح را پر مي كند . با وجود نظم هندسي كه در اين طرح مشاهده مي شود ، ولي اين طرح شكل تكامل يافته از يك طرح ذهني است . مشخص ترين نقشمايه در اين لوزيها درخت و گلدان است كه در لوزيهاي متقارن و يك اندازه اي قرار گرفته و مجموعه طرح ممكن است لچك و ترنج يا ترنجدار يا به صورت درختي باشد . نوعي از اين طرح به نام حاج خانمي معروف است . نخهاي مورد استفاده در فرش جوشقان نوعي پشم محلي مرغوب است و تعداد رنگهاي به كار رفته در اين فرش حداكثر 12 رنگ است كه معمولا از رنگهاي روشن بوده و رنگ روناسي و برگ مو (براي رنگ زرد) در آن كاربرد دارد . فرش جوشقان معمولا دو پوده بوده و گره به كار رفته در آن گره فارسي است .

0 دیدگاه برای این مقاله ثبت شده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *